رد کردن لینک ها

روانشناسی شخصیت

در روان‌شناسی اسلامی «منش» را دنبال کنیم یا «شخصیت» را؟

 

یکی از مهمترین شاخه های علم روانشناسی، مطالعه «شخصیت» است تا جایی که برخی از روانشناسان تمایل دارند روانشناسی شخصیت را تمام روانشناسی بدانند.

آنها معتقدند اساساً شناخت روان انسانها یعنی شناخت شخصیت آنها؛ و روانشناسی برای همین شکل گرفته است!

به هر حال، اگرهم نگوییم که مطالعه شخصیت تمام روانشناسی است؛ اما لااقل جزء بسیار مهم آن است.

یکی از دغدغه های پژوهشگران در روانشناسی اسلامی یافتن معادل مفهوم « شخصیت» در آموزه های اسلام است.

اگر کمی با ادبیات پژوهشی اسلامی آشنا باشید تا به حال در این زمینه این مفاهیم بیشتر معرفی شده اند: «شاکله»، «فرد»، «ذات: خود»، و «امرؤ: شخص».

اخیراً توجه بنده هم به مفهوم دیگری جلب شده بود که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته؛ و آن مفهوم «طائر» در قرآن کریم است؛ که در جای خود باید مورد بررسی قرار بگیرد.

اما در این پست از چیز دیگری می‌خواهم صحبت کنم.

گردون آلپورت که پدر روان‌شناسی شخصیت شناخته می‌شود و کتابها و مقالات متعددی در این زمینه دارد؛ در ص 52 کتاب معروف خود یعنی «شخصیت: یک تفسیر روان‌شناختی» (Personality: A psychological interpretation) که در سال 1937 نگاشته به نکته جالبی اشاره می‌کند:

او می‌نویسد:

‘Character is personality evaluated,

and

personality is character devaluated.

 

«منش، شخصیت ارزیابی شده است

و

شخصیت، منش ارزش‌زدایی شده است»

 

منظور آلپورت این است که وقتی می‌خواهیم نگاه قضاوتی به بحث شخصیت داشته باشیم، بهتر است از تعبیر «منش: Character » استفاده کنیم؛ اما وقتی بدون نگاه قضاوتی و ارزیابانه به این موضوع نگاه می‌کنیم؛ تعبیر «شخصیت: personality » مناسب‌تر است.

جالب است که امروزه روان‌شناسان مثبت نگر؛ که به تصریح خودشان نگاه قضاوتی به روان‌شناسی دارند به جای توانمندی‌های شخصیت از توانمندی های منش(strength Character) سخن می‌گویند.

به هر حال، اگر قرار باشد مباحث شخصیت را از نگاه اسلامی مورد توجه قرار دهیم؛ این را باید بپذیریم که اساساً اسلام یک نگاه قضاوتی به شخصیت انسان‌ها دارد.

نگاه قرآن کریم به انسان یک نگاه دوگانه است. قرآن هم ویژگی‌های منفی برای او بر می‌شمرد (هلوع، منوع، عجول، منافق، کافر، مشرک، …) و هم ویژگی‌های مثبت (مومن، کاظم، عافی، محسن، صابر، متقی، …).

در روایات اسلامی انسان‌ها درجه بندی شده‌اند و در قالب مفاهیمی چون «خلّه»، «مکرمه»، «خصله»، «درجه»، «جند» و … ویژگی‌های مثبت و منفی به آن‌ها نسبت داده شده است.

 

اینکه می‌گویم منفی یا مثبت یعنی یک نگاه قضاوتی و ارزیابانه.

اسلام همواره از انسان‌ها می‌خواهد که شخصیت خود را به سمت ویژگی‌های مثبت سوق دهند و از ویژگی‌های منفی دور سازند؛ پس این یک نگاه هنجاری و تجویزی است که وجود دارد و نه یک نگاه صرفاً توصیفیِ بدون قضاوت.

به عبارت دیگر :

اسلام با «منشِ» افراد سروکار دارد و نه «شخصیت» آن‌ها.

اینکه شخصیت(خنثی و بدون قضاوت) انسان چیست، شاید خیلی مورد توجه آموزه‌ها قرار نگرفته باشد یا آموزه‌های زیادی در این باره نداشته باشیم که آن وقت بخواهیم خودمان را به در و دیوار بزنیم که بلکه یک مفهوم نزدیک به شخصیت در روان‌شناسی را در اسلام بیابیم!

شخصیت هرچه که باشد؛ اسلام می‌خواهد آن را در قالب «منش» ببیند و تفسیر کند و تجویز کند. آن وقت تا بخواهی الی‌ماشاءالله آیه و روایت و مطلب در این زمینه می‌توانی بیابی.

حال اگر قصد پژوهش در آموزه‌های اسلام را داریم به نظر می‌رسد مفهوم «منش» را بیش از مفهوم «شخصیت» باید مبنای کار قرار دهیم؛ این شاید یافته‌های بهتری را در اختیار جویندگان علم دینی در سراسر دنیا قرار دهد.

جالب است در مطالعاتی که راجع تاریخچه روان‌شناسی در ایران داشتم؛ به مقاله مرحوم دکتر محمود صناعی؛ از روانشناسان پیشگام در ایران، تحت عنوان «خوی از نظر روان‌شناسی» برخوردم. «خوی» ترجمه واژه «Character» است؛ یعنی همان «منش».

ایشان در این مقاله که سال 1339 شمسی(1960 م.) نوشته‌اند به دیدگاه‌های غزالی، خواجه نصیر طوسی، ملاعبدالرزاق لاهیجی، درباره ماهیت منش(خوی) اشاره کرده، و بعد به مقایسه ایده آنان با روان‌شناسی جدید پرداخته است از نگاه صناعی منش، خصایل اخلاقی پایدار شخصیت ماست و البته که قابل تغییر نیز می‌باشد چنانکه که حکمای سابق ما گفته‌اند.

او می‌نویسد:

« سال گذشته وقتی در سفر آمریکا گوردون آلپورت را ملاقات کردم و با او در این باب صحبت کردم دیدم هنوز در این عقیده راسخ است و معتقد است که نباید «کارکتر» این‌گونه در علم روان‌شناسی به کار رود و کلمه «پرسونالیتی: شخصیت» به خوبی می‌تواند جانشین آن گردد. اما نگارنده برخلاف آلپورت معتقد است کلمه «کارکتر» می‌تواند در بحث روان‌شناسی و تربیتی به کار رود»

شاید اصرار دکتر صناعی، بخاطر آن برداشتی است که حکمای سابق اسلامی در باب شخصیت داشته‌اند.  بله ایشان درست می‌گفته‌اند؛ در آثار حکما؛ به موضوع «منش» توجه می‌شده است و نه «شخصیت».

 

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید رفیعی هنر

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه