کانال انجمن روانشناسی اسلامی در پیام رسان سروش: @islamicpa یا sapp.ir/islamicpa

کارگاه آموزشی مثبت­درمانی + فیلم

    گزارش  کارگاه آموزشی مثبت­درمانی در انجمن روان­شناسی اسلامی

    تهیه و تنظیم: حمید مهدی­زاده

     

    اشاره: کارگاه مثبت­درمانی با حضور دکتر محمد خدایاری فرد در تاریخ 23/10/1387 در ساختمان انجمن‌هاي علمي حوزه برگزار شد. در اين كارگاه، مراحل اجرايي درمان مراجعه­کنندگان با روش مثبت‌نگري، تشريح و كارايي آن در «روان‌درماني فردي» براي افراد افسرده و در «خانواده درماني» براي ناسازگاري‌هاي خانوادگي و هم‌چنين اختلال‌هاي شخصيتي بيان شد. در پايان نیز نتايج تجربي مربوط به درمان يك خانواده عرضه گردید.

     

    چکیده‌

    رويكرد مثبت‌نگري عبارت است از: «شناخت نقاط قوت افراد» به‌ عنوان يك روش درماني كه مراجعه­کننده را تشويق مي‌كند تا تجربه‌هاي مثبت و خوب خود را بازشناسد و نقش آنها را در افزايش احترام به خود و ارتقاي عزت نفس بازيابي كند. همچنين توانايي شناخت جنبه‌هاي مثبت ديگران را به دست آورد.

     

    روش

    شناخت نقاط قوت افراد، مجموعة نظام­داري از شيوه‌هايي است كه برای تسهيل ايجاد نگرش مثبت نسبت به خويشتن و ديگران طراحي شده است. در اين روش، مراجعه­کننده تشويق مي‌شود تا تجربه‌هاي مثبت و خوب خود و نقش آنها را در افزايش و ارتقاي احترام به خود و عزت نفس بازشناسي كند. در کنار آن نیز توانايي شناخت جنبه‌هاي مثبت ديگران را به دست آورد. امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: «از شريف‌ترين كارهاي فرد كريم، چشم‌پوشي از بدي‌هاي مردم است كه از آن اطلاع دارد.» هم‌چنين پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: «گمان‌هاي خود را در حق برادران خود نيكو كنيد تا دل بي‌آلايش و طبع پاك را به غنيمنت بريد».

    روش مثبت‌نگري در روان‌درمانگري با تكيه بر ديدگاه اسلامي، در پنج مرحله انجام مي‌گيرد. در مرحله نخست، از مراجعه­کنندگاني كه دچار افسردگي يا احساس حقارت شده‌اند يا از خانواده‌اي كه به اختلالات و ناسازگاري‌هاي خانوادگي دچار هستند، خواسته مي‌شود نقاط قوت خود را نام ببرند. برخي به علت عزت نفس نازل يا به دليل احساس حقارت يا افسردگي شديد يا بنا به دیگر دلايل رواني، توانايي بيان نقاط قوت خود را ندارند يا هيچ نقطه قوتي در خود نمي‌يابند. از اين افراد خواسته مي‌شود كه نقاط قوت خود را از ديدگاه ديگران بيان كنند؛ يعني بگويند به نظر خودشان، ديگران چه ویژگی­های مثبتي را در آنها مي‌بينند.

    در مرحلة دوم و در طول چندين جلسه، از مراجعه­کنندگان خواسته مي‌شود دست کم 10 تا 15 تجربة خوب خود را نام ببرند. مواردي مانند انجام كار خوبي كه از آن لذت برده‌اند و از انجامش احساس شادي و غرور مي‌كنند. در مرحلة سوم، بر تمرين‌هايي تأكيد مي‌شود كه در آن، شخص بتواند اهميت نسبي نقاط قوت مطرح شده در مرحله اول و دوم را به ترتيب اولويتشان مشخص سازد. بنابراين، در اين مرحله، از مراجعه­کننده خواسته مي‌شود به نقاط قوت قابل اتكايي اشاره كند كه در اين تجربه­های خوشايند از آنها استفاده كرده است. مراجعه­کننده طيف وسيعي از قضاوت‌هاي شخصي خود را نسبت به خويشتن خويش بيان مي‌كند كه نقاط قوت خوانده مي‌شوند. در مرحله چهارم، مراجعه­کننده نقاط قوت مشخص شدة خود را به ترتيب اولويت معين مي‌كند و با توجه به مراحل قبلي كه ذكر شد، پنج تا هشت توان­مندي را كه نقاط قوت قابل اتكا خوانده مي‌شوند، انتخاب مي‌كند. در آخرين مرحله، به مراجعه­کننده گفته مي‌شود شواهد و معيارهايي ارائه كند دال بر اينكه با ارزش­ترين و معتبرترين نقاط قوت او، قابل اتكا هستند. مراجعه­کننده براي سنجش واقعيت اين توان­مندي‌ها به توصيف بسياري از حوادث گذشته مي‌پردازد كه در آن، وجود اين نقاط قوت براي وي به اثبات رسيده و به كار گرفته شده‌اند.

    در جلسه­های متعدد، از بسياري از فعاليت‌ها و فنون مصاحبه‌هاي مشاوره‌اي استفاده مي‌شود تا به كمك آنها مراجعه­کننده بتواند نقاط قوت خود را مشخص كند. بهتر است اين روش به سبك خانواده درماني يا گروه‌درماني اجرا شود كه در آن، دو يا چند شركت‌كنندة ديگر، به سخنان فرد مورد‌نظر دربارة چند تجربه خوشايند گوش فرا مي‌دهند. بنابراين، به هر يك از اعضاي خانواده يا گروه فرصت داده مي‌شود دربارة خاطرات خوب خود صحبت كنند و به توصيف و تشريح بسياري از تجربه­های مثبت و خوب خود، براي دیگر اعضاي خانواده يا اعضاي گروه بپردازند. بقية اعضا تلاش مي‌كنند پس از شنيدن مطالب، نقاط قوت گوينده را به دقت، شناسايي و از آنها فهرست‌برداري كنند. در مرحلة بعد، هر فردي نوبت مي‌گيرد تا نكات مثبتي را كه دربارة ديگري تشخيص داده است، به او بگويد. سپس فهرست مربوط به هر فرد را به خود او مي‌دهند. اين عمل را همة اعضاي خانواده يا گروه دربارة يكديگر انجام مي‌دهند.

    اين بخش از روش مثبت‌نگري در روان درمانگري از فرمايش امام سجاد (ع) الهام گرفته است كه فرمود: «حق هم‌نشين تو اين است كه با او نرمي كني و در گفت­وگو با او ميانه‌روي پیشه سازی ... و لغزش‌هايش را فراموش كني، ولي خوبي‌هايش را به خاطر بسپاري و جز خوبي به او نگويي».

    براي كساني كه زمينة بهتري در آموزش‌هاي ديني دارند، درمانگري مي‌تواند توجه آنها را هم به آيات و روايات مثبت‌نگري جلب كند و هم بر نقاط قوت مذهبي آنها تكيه كند. اين قسمت از قوي‌ترين مراحل روش مثبت‌نگري در شناخت نقاط قوت قابل اتكاست كه بخشي از قدرت آن، ناشي از توجه افراد متعدد به روند شكل‌گيري ساختارهاي فكري فرد و نقش‌هاي خاصي است كه به تبع چنين ساختاري بايست در امور اجتماعي ايفا كنند. توجه به تجربه­های خوب و نقاط قوت، احتمال برداشت‌هاي شخصي مثبت‌تر را از خويش افزايش مي‌دهد و همين امر سبب مي‌شود مراجعه­کننده قادر به پذيرش مسئوليت بيشتر در قبال اعتبار و ارزش خود شود و به درك كامل و بهتري از خويشتن دست یابد.

    طراحي روش مثبت‌نگري به گونه‌اي است كه سبب مي‌شود مراجعه­­کننده وضعيت خود را با برداشت‌هاي شخصي مثبت‌تري تشريح كند. به‌ويژه در مرحله آخر كه از مراجعه­کننده خواسته مي‌شود اعتبار هر يك از نقاط قوت قابل اتكای مطرح شده را با دو معيار به اثبات برساند. اولين معيار عبارت است از ارائه شواهدي دال بر وجود شباهت‌ها و همانندي‌ها. از فرد خواسته مي‌شود تا دست کم سه تجربة خود را ذكر كند كه در آنها نقاط قوت مورد بحث، عامل اساسي رخ دادن آن حادثة خوب بوده است. دومين ملاك اين است كه شخص به وضوح بتواند علت رجحان مشخصي را براي استفادة از آن نقاط قوت خاص در آن شرايط و حوادث ذكر كند. وقتي مراجعه­کننده شماری از حوادث مشابه و تجربه­های خوب خود را بررسی و قدرت بيان و توجيه اين تجربه­ها را پيدا مي‌كند (يعني مي‌تواند برداشت‌هاي شخصي خود را از خويشتن، تبيين و علت تمايز اين تجربه­ها را از تجربه‌هاي ديگر توجيه كند) هم­گام با افزايش تعداد تجربه­های خوب، نظام برداشت‌هاي شخصي او گسترش و تعميم مي‌يابد. از آن پس، قادر به توصيف و تشريح خويشتن به گونه‌اي مثبت‌تر خواهد بود.

    كاربرد روش مثبت‌نگري در روان‌درماني بر اساس ديدگاه اسلام، موجب افزايش احتمال توصيف مراجعه­کننده از خويش، با ‌توجه به نقاط قوت قابل اتكاي خودش مي‌شود. تجربة من (دكتر خداياري‌فرد) با پنج دانشجويي كه دچار احساس حقارت و افسردگي شديد بودند و جهت درمان به مركز مشاوره دانشگاه تهران مراجعه كرده بودند و همچنين دوازده خانواده­ای كه يك يا دو نفر از اعضاي آن دچار افسردگي يا اختلالات رفتاري بودند و به ‌صورت خصوصي براي انجام فعاليت‌هاي درماني پذيرفته شده بودند، در يك سال گذشته نشان مي‌دهد كه با كاربرد روش مثبت‌نگري در درمان، افراد به صورت مثبت‌تري به تشريح وضعيت خود پرداختند. آنان از اعتماد به نفس بيشتري برخوردار شدند؛ ناسازگاري خانوادگي كاهش چشم­گيري يافت و افسردگي­شان روبه بهبود گذاشت.

     

    نمونه پژوهش

    اکنون برای نمونه، تنها وضعيت يك خانواده را شرح می­دهیم كه روش مثبت‌نگري دربارة آنها به‌كار رفته است. اعضاي خانوادة «س» عبارتند از: پدر، 49 ساله، ليسانس اقتصاد، تاجر؛ مادر، 43 ساله، ليسانس جامعه‌شناسي، خانه‌دار؛ پسر، 21 ساله، دانشجوي سال دوم رشته اقتصاد؛ دختر، 19 ساله، دانشجوي سال اول مديريت صنعتي؛ پسر، 4 ساله.

    علت مراجعه خانوادگي عبارت بود از: اختلافات خانوادگي، افسردگي مادر، پرخاشگري دختر و ناتواني او در برقراري روابط اجتماعي خوب با ديگران. همچنین روش درمان به كار گرفته شده، خانواده درماني با استفاده از روش مثبت‌نگري بود و درمان در 36 هفته با مراجعة هفتگی (يك‌ بار در هفته) انجام گرفت.

    در مصاحبه‌هاي مشاوره‌اي مشخص شد علاوه بر نابهنجار بودن روابط زن و شوهر (از نظر عاطفي و برخوردهاي درون خانوادگي)، روابط خواهر و برادر، مادر و دختر و همچنين پدر و دختر بسيار تيره و غيرعادي است و تنها رابطة پدر و پسر عادي بود. پيچيدگي موجود در شبكه خانواده، شامل رفتارهاي پرخاشگرانه دختر در خانواده و خلق افسرده مادر بود. در يكي از جلسه­های دو‌نفره مادر و دختر،‌ نفرت علني دختر نسبت به مادر آشکار شد و دختر با حالت عصباني گفت :«مامان مي‌دونه كه من از او متنفرم.» بلافاصله حالت چهرة مادر تغيير كرد و با ناراحتي بسيار گفت :«نه، من نمي‌دونم، يعني تو واقعاً از من متنفري؟» وقتي روان‌شناس از مادر علت اين گونه برخورد دختر را پرسید، مادر پاسخ داد :«من خودم مقصرم؛ چون من او را بزرگ كرده‌ام.»

    مادر به علت داشتن خلق افسرده و احساس حقارت، حتي ريشه‌هاي پرخاشگري دخترش را نيز به خود نسبت مي‌داد و خود را مقصر مي‌دانست. بنابراين، از يك سو، با افزايش ميزان اختلالات شخصيتي دختر، احساس گناه مادر و در نتيجه، افسردگي او نيز شدت مي‌يافت. از سوي ديگر، هر چه مادر بيشتر احساس تقصير، بي‌كفايتي و حقارت مي‌كرد، دخترش از او فاصله بيشتري مي‌گرفت و به علت وجود اين ضعف‌ها از او متنفر مي‌شد. در این حالت، دختر، مادرش را مستحق رنج‌ها و مجازات‌هايي مي‌دانست كه اعضاي خانواده به او وارد مي­کردند. در جلسه­های بعد براي آنها مشخص شد كه دختر از زني ضعيف متنفر بوده است كه از كودكي نمي‌خواسته با وي همانندسازي كند، نه از مادر واقعي خودش.

    در طول 36 جلسه خانواده درماني با استفاده از روش‌ مثبت‌نگري، ابتدا از اعضاي خانواده خواسته شد كه نقاط قوت خود و دیگران را نام ببرند و سپس آنها را يادداشت كنند. در اين مرحله، پدر خانواده بيشترين نقاط قوت را دربارة خودش بيان كرد. بعداز او، پسر، دختر و بعد، مادر خانواده این کار را کردند. مادر خانواده تنها نقطة قوت خودش را خوب آشپزي كردن مي‌دانست و نقاط مثبت زيادي در خود نمي‌ديد (شايد به دليل خلق افسرده‌اي كه داشت). در مرحلة بعد از آنها خواسته شد خاطرات خوب خود را تعريف كنند تا بقيه به يادداشت كردن نقاط مثبت آنها بپردازند. مادر خانواده، هم تجربه‌هاي خوبي را نمي‌توانست به ياد بياورد و هم نقاط مثبت ديگران را يادداشت نمي‌كرد. دختر نيز هنگام تعريف خاطرات خوب دیگر اعضاي خانواده، براي هر يك از آنها بيش از دو يا سه نقطة قوت يادداشت نكرد. پدر و پسر به خوبي توانستند در هر يك از خاطراتي كه ديگران تعريف مي‌كردند، نقاط قوت آنها را شناسايي و يادداشت كنند. به‌تدريج، بر اثر اين تعامل‌ها، دختر و مادر نيز در جلسه­های بعدي توانستند نقاط مثبت خود را كشف كنند و روابط خانوادگي از حالت بحراني و تشنج خارج شود.

    در مراحل بعد و در جلسه­های خانواده درماني، به هر يك از اعضاي خانواده فرصتي داده شد تا همه نقاط مثبت دیگر اعضا را  كه پیش­تر، شناسايي و يادداشت كرده بودند، به خود آنها بگويند و سپس همان يادداشت‌ها را به آنها بدهند. آن­گاه هر فردي با توجه به مجموعه‌اي از نقاط قوتي كه در اين يادداشت‌ها از ديگران دريافت كرده بود، موظف شد نقاط قوت خود را به ترتيب اولويت، شناسايي و يادداشت كند. بعد از اين شناسايي، در يكي از جلسه­ها، هر يك از اعضا 5 تا 8 نقطه قوت خود را بيان كردند كه در طول زندگي قابل اتكا بود. آنها مواردي از تجربه­های گذشتة خود را بيان داشتند كه از آن توان­مندي‌ها و قوت‌ها استفاده كرده بودند. در واقع، با اين كار، به باارزش‌ترين نقاط قوت خود پي بردند. بعد از اتمام اين مراحل، احساس نفرت دختر از مادر، به احساس دوستي و محبت تبديل شد و افسردگي مادر و دختر به شدت كاهش يافت. پدر نیز تلاش كرد از همسر و دخترش كمتر ايراد بگيرد و رفتارهاي تحقيرآميز و همراه با تحكّم را كنار گذارد. همچنین رفتار پسر خانواده نسبت به مادر و خواهر تغيير یافت و بيشتر به خوبي‌هاي آنها توجه كرد. در مجموع، روابط همة اعضاي خانواده در حال حاضر، بر اساس احترام متقابل پيش مي‌رود و به جاي دامن زدن به مشكلات، می­کوشند آنها را اصلاح کنند. در يكي از جلسه­های آخر كه دربارة برقراري روابط سالم اجتماعي، مصاحبة مشاوره‌اي به تنهايي با دختر خانواده صورت مي‌گرفت، او اظهار كرد: «مامان خيلي خوب شده، خوشحال و سرحال، خون­گرمه، با ديگران زود ارتباط برقرار مي‌كنه. دلم مي‌خواد مثل مامان باشم و به راحتي بتوانم با ديگران ارتباط برقرار كنم». در يكي ديگر از جلسه­های پاياني كه حالات روحي  و صفات شخصيتي نام­برده  در قبل و بعد از درمان با هم مقايسه مي‌شد، در پاسخ به توصية درمانگر مبني بر تلاش‌ برای حفظ تغييرات خلقي به‌ وجود آمده، بیان داشت: «اين تغييرات مثبت آن قدر دروني شده كه نمي‌توانم آنها را حفظ نكنم».

     

    خلاصه مراحل مثبت‌درماني

    1.      هر فردي روي يك صفحه كاغذ، همة نقاط قوت خود را يادداشت مي‌كند. (5 دقيقه)

    2.      هر فردي دست کم درباره پنج تجربه يا خاطره خوب خود فكر مي‌كند و عنوان­های آنها را يادداشت مي‌كند. (10 دقيقه)

    3.      گروه چهار نفري تشكيل مي‌شود و هر يك از آنها به نوبت، اولين خاطره يا تجربه مثبت خود را بازگو مي‌كند.

    4.      هنگامي كه يكي از اعضاي گروه به بيان خاطره و تجربه مثبت خود مي‌پردازد، بقيه اعضاي گروه نقاط مثبت گوينده را در شرح آن تجربه، به دقت يادداشت و فهرست مي‌كنند.

    5.      هر گوينده، نقاط قوتي را كه گروه در او تشخيص داده است، از زبان خود آن‌ها مي‌شنود. (مراحل سوم و چهارم دست کم 60 دقيقه طول مي‌كشد).

    6.       شنوندگان، فهرست نكات مثبت مربوط به هر فرد را به خود او مي‌دهند (مرحله پنجم و ششم، 20 دقيقه به طول مي‌انجامد).

    اکنون برای نمونه، بعضي نكته­های مثبتي را كه گوينده‌اي در اين گونه تمرين‌ها نزد ديگران داشته است، بیان می­کنیم:

    دوستي صادق و وفادار است. سليس و شفاف سخن مي‌گويد. فردي مستقل است و ايمان راسخ دارد. هماهنگ­كننده‌اي خوب است. مشوّق است. از نظر بدني، قوي است. توكل قوي دارد رهبري خوب دارد. خلاق، كمك­كننده، منعطف و سازگار است.  نماز می­خواند و دعا می­کند. به سادگي، کار یا نکته تازه­ای را ياد مي‌گيرد. صداقت دارد. باهوش است. در مقابل درد شديد به خوبي مقاومت مي‌كند. خوب گوش مي‌دهد. خوب نقاشي مي‌كند. اخلاص در بيان دارد. آرامش دارد. آدم شجاعي است. اثر دعا را به صورت تجربي ديده است.

    برای دیدن بخشی از این کارگاه روی تصویر زیر کلیک نمایید.

    (برای دریافت فیلم کامل تمام جلسات با کیفیت مناسب با دفتر انجمن تماس بگیرید)

    نوع گزارش: